
پرندههای نیازچنان هوای نگاهم ز گریه، بارانیستکه آشیان دلم در هراس ویرانیستز گرمجوشی و دمسردی تو حیرانم!تنت، بهار گلافشان، دلت زمستانیست!بیا که بیتو نفسهایِ مرگتاب سکوتهراسناکتر از ورطههای توفانیست!تو در هوای قفس نیستی چه میدانی؟که انتظارِ پریدن، چقدر طولانیستبیا که پاک شود با سپیدی دستتنوشتههای سیاهم که روی پیشانیستپرندههای نیازم هنوز در قفساند!بهارِ کودکیام زیر برف، زندانیست!خیال وصل تو را باز میپزم در سرتنور خاطره در اوجِ آتشافشانیست!اگر دلم ز لهیبِ جنون نمیسوزد رهینِ منتِ شبگریههای پنهانی ستامان بر...
ادامه مطلب