حسن اسدی «شبدیز»

متن مرتبط با «قصه گیسوی تو باشد» در سایت حسن اسدی «شبدیز» نوشته شده است

گیسوی غزل

  • نیلوبلاگ

    گیسوی غزلدرخشكنايِ جام شبستان، شراب ريزسيمينْشراب، از قدحِ ماهتاب ريزدر پنجهی فريبِ عطش، غرق ظلمتيمبارانی از ستاره به دشت ِسراب ريزبشكن سحاب دلهره با تيغِ آذرخشبر گستراكِ خاكِ عطشناك، آب ريزگامِ شكيب، دامِ فريب است و انهدامدر زانوانِ خشمِ خروشان، شتاب ريزبر شانههاي شبزدهی آسمان عشقگيسويِ آفتابِ غزلهايِ ناب ريزخاکسترِ جنازهی این شام تیره رادر جویبارِ تفزدهی آفتاب ريزآنگاه زیرِ سایهی آرامشی زلالدر چشمهای خستهی «شبدیز»، خواب ریز...

    ادامه مطلب